آقاي موسوي چرا سكوت كرديد ؟
هنوز انتخابات سال 76 يادم نرفته . وقتي كه عكس هاي تبليغاتي خاتمي كنار ميرحسين ،كه تداعي كننده همفكر بودن اين دو بود با شعار سلام بر سه سيد فاطمي نمايان مي كرد . و چه سوء استفاده ها كه از اعتقادات پاك مردم روي همين لفظ "سيد " نشد .و چه رأي هاي فراواني كه بخاطر همين به صندوق ها ريخته نشد .
خاتمي قبل از رياست جمهوري ، رئيس كتابخانه ملي بود و هيچگونه سابقه اجرائي نداشت ، ولي كسي نگفت كه چنين فردي عُرضه مملكت داري را ندارد .
خاتمي آمد و با شعار آزادي و جامعه مدني و توسعه سياسي طيف وسيعي از جريانهايي كه درابتداي انقلاب از طرف امام (ره) و انقلابيون اصيل ، طرد شده بودند به صحنه آمدند .
سؤالم از آقاي موسوي اين است : آقاي موسوي وقتي چنين افرادي در پستهاي مهم انقلاب نفوذكردند و جامعه را به بيراهه بردند چرا شما سكوت كرديد ؟مگر سفارش امام(ره) نبود كه فرمودند : نگذاريد اين انقلاب به دست نااهلان بيفتد ؟
چرا شما وقتي نيروهاي نهضت آزادي كه اصلاً مخالف نظام هستند و بارها از طرف امام (ره) طرد شده بودند چنان دردولت و جامعه نفوذ كردند كه جايگاه ولايت فقيه را زير سوال بردند و مقابل رهبري ايستادند وآرمانها و ارزشهاي انقلاب را زير پا له كردند شما سكوت كرديد ؟
آقاي موسوي در سالهايي كه در جامعه شكاف طبقاتي شديد حاصل از دوران سازندگي بود و مردم دغدغه فقر ومعيشت و بيكاري داشتند و مسئولين دولت در دوران آزادي بيان ! كوچكترين انتقاد اقتصادي را با تندترين صورت ممكن مي دادند و با ايجاد فرافكني ها آنها را مغرض و دشمن دولت مي خواندند و با دروغي بزرگ دغدغه جامعه را توسعه سياسي و دانستن و اطلاع رساني را واجب تر از نان شب خواندند و كاردر سالهاي آخردولت اصلاحات به جايي رسيد كه ما بيشترين ميزان بيكاري را در طول انقلاب داشتيم ، شما بازدر برابر اين بي قانوني و بي تفاوتي سكوت كرديد .
آقاي موسوي در سالهايي كه رئيس دولت مشغول تئوري پردازيهاي خود در جامعه بود، عده اي اي عناصر ضد انقلاب چنان در جامعه نفوذ كردند كه با قائله 18 تير تا يك قدمي براندازي نظام پيش رفتند ولي شما احساس خطر براي امنيت ملي نكرديد و باز سكوت كرديد .
كوتاهي هاي بي شماردولت اصلاحات در زمينه هاي مختلف كار را به جايي رساند كه جامعه در يأس محض از كاركرد نظام و نا اميدي از آينده به سر مي برد و روحيه شكننده و افسرده مردم جاي "شادابي" كه آن سالها جناب خاتمي با حرف مي خواستند به مردم هديه كنند گرفته بود . يادم هست كه در جمعي ، دوستي با كنايه گفت كه : " نمي دانم مملكت با اين وضع چگونه اداره مي شود؟! يك دست غيبي مملكت را در اين اوضاع نا بسامان نگه مي دارد ! آقاي موسوي چرا آن موقع شما احساس وظيفه نكرديد ؟
آقاي موسوي وقتي انقلاب به ثمر رسيد امام (ره) شعار "محوشدن اسرائيل " را دادند و حمايت از مردم فلسطين و دشمني با اسرائيل را جزو اولويت كارهاي انقلاب قرار دادند ولي در دوران اصلاحات اين فرمان مهم امام را خلاف حقوق بشر بين المللي خواندند شما سكوت كرديد . براي جلب نظر آمريكا و متحدانش حكم تاريخي امام (ره) درباره سلمان رشدي را نقض كردند ، حكم اسلامي اعدام و قصاص را قانون افراطي و عصر حجري خواندند ،به مذهب تاختند ، اعتقادات مردم را به سخره گرفتند ، وجود حضرت رقيه (س) ، حضرت علي اصغر(ع) ، را انكار كردند ، هدف قيام امام حسين(ع) را جدال ايشان و يزيد براي تصاحب يك زن خواندند ، وجود امام عصر(عج) را انكار كردند ، زيارت عاشورا را جعلي خواندند، حتي به اصول دين تاختند و امامت آن را اضافي دانستند و پاسخ اعتراضهاي علما را با كشيدن كاريكاتور و تمسخر دادند ... و باز سكوت و سكوت ....................
آقاي موسوي امام در آغازين روزهاي انقلاب در فيضيه قم دستور رايگان شدن مصرف آب و برق و رسيدگي ويژه به قشر محروم و مستضعف را داشتند ، بايد پرسيد كه چه شد كه اين دستور و آرزوي امام بر زمين ماند . جز اينكه مسئولين اين فرمان امام را به تمسخر گرفتند و آن را دست نيافتني خواندند ؟
آقاي موسوي در برابر اين همه سكوت كرده ايد ،و احساس وظيفه نكرديد ،اكنون چگونه توجيه شما را از شكستن سكوت بيست ساله ، احساس وظيفه و خطر براي مملكت ،بدانيم ؟؟

