تبليغاتX
ايثــار

می و ساغر

می نمی دانم کجا ساغر نمی دانم کجاست

سر نمی دانم کجا پیکر نمی دانم کجاست؟

هر طرف یک تکه از آن ماه افتاده است آه

دست او اینجاست  انگشتر نمی دانم کجاست

کوفیان از پیش رو از پشت سر سر می رسند

حر نمی دانم کجا اکبر نمی دانم کجاست؟

آب میخوام ولی آتش به خوردم میدهند

سوختم عباس آب آور نمی دانم کجاست

جامه و خود و زره ها را غنیمت برده اند

این میان قنداقه اصغر نمی دانم کجاست؟

سنگ می گرید ٬ بگو این گر قیامت نیست چیست ؟

پیش این باد و بلا محشر نمی دانم کجاست

پیش چشم اشقیا اهل حرم بی چادرند

غیرت آل نبی - حیدر - نمیدانم کجاست؟

کربلا ای کربلا  خون خدا را سر بکش

خم نمی دانم کجا ساغر نمی دانم کجاست ؟

+ نوشته محمّد علي شفيعي در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 و ساعت 20:31 |