تبليغاتX
ايثــار

 

خاتمي ، ميرحسين ، عوامل اغتشاشات

 

جاي بسيار تعجب و شگفتي است كساني كه شعار زنده باد مخالف من ، مدنيت ،تسامح و تساهل ، قانونگرائي آنان گوش فلك را كر كرده است امروز پيش قراول بي قانوني و قانون گريزي شده اند .

بالاخره اطرافيان تندرو جناب موسوي زهر خود را ريختند و عقده خود را باز كردند . حال چنين فردي چگونه مي خواست دررأس قوه مجريه قرار بگيرد و با قانون گريزي مبارزه كند (چيزي كه جناب موسوي به خاطر آن احساس خطر كرده بود !!! )، و مملكت را اداره كند خدا مي داند !!

اصلاً شروع كننده اين جريان همين" زوج شر" است . وقتي كه كسي كه دم از اخلاق سياسي مي زند با بي پايه ترين اتهامات عليه رئيس جمهور حرف مي زند ودر مقابل بي حرمتي و توهين به شخص دوم مملكت لبخند مي زند آيا نبايد به رفتار نفاق گونه او شك كرد ؟

كسي كه اينگونه از نتيجه قانوني انتخابات برآشفته مي شود و در مقابل قانون مي ايستد نبايد به دروغ بودن احساس وظيفه كردن اودر مقابل قانون گريزي شك كرد؟ آيا كسي كه بر خلاف آنچه كه ولايت فقيه انتظار دارد ، انجام مي دهد ، نبايد به اصل التزام به ولايت فقيه او شك كرد ؟

از همان اول كه احزاب حمايت كننده موسوي شناخته شد ، كساني كه ماهيت و سوء سابقه آنها را مي شناختند احتمال تكرار وقايع تلخ دوران اصلاحات مانند حادثه کوی دانشگاه، را در صورت پیروزی مي دادند. و چقدر خداوند به اين مردم ونظام تفضل داشته است كه مملكت دست اينگونه افراد بي ظرفيت نيفتاده است كه اصلاً اعتقادي به نظر مردم ندارند .

 اگر جناب ميرشر ! سكوت 20 ساله خود را ادامه مي داد بهترين خدمت را به مردم كرده بود . كاش جناب خاتمي بعد از آن افتضاحي كه در دوران اصلاحات به بار آوردند و مردم آنها را از همه جا بیرون راندند و روي گرداندند ، حيا مي كرد و گوشه اي  مي رفت و براي اطرافيانش حرفهاي صدتا يه غاز مي زد.

كاش احمدي نژادهمان موقع كه به رئيس جمهور اهانت شد قانون( طبق قانون جريمه اهانت به رئيس جمهور 6 ماه زندان است ) را اجرا مي كرد تا كار به اينجا نمی  رسید . و  البته ای كاش احمدي نژاد در روز 23 خرداد به عنوان رئيس جمهور 70 ميليون جمعيت ، مهربانانه با همه حرف مي زد .

 البته هرچند مردم هزينه اي گزاف پرداخت كرده اند ولي چهره سياه و منافقانه آنها در پشت نقاب مخملين آزادي و مدنيت آشكار شده است و همگان پي به نيت هاي شوم آنها بردند .همه فهميدند كه در پس شعار مردم سالاري و احترام به اكثريت چيزي جز ايستادن مقابل 24 ميليون رأي و نظر مردم نيست .

به نظر من عامل اصلي اغتشاشات و بي امني كشورهمين دو نفر است . در حالي كه مردم حتي آنهايي كه به ميرحسين رأي داده بودند نتيجه انتخابات را پذيرفته بودند، خاتمي جزو اولين افرادي بود كه نتيجه انتخابات را نپذيرفت وبارها با سخنان عجولانه و اتهامات بي اساس وبي سند به كمك ميرحسين آمد و وجود تقلب را در انتخابات القا کرد و صراحتاً خواستار ابطال رأي گيري شد .جناب ميرحسين هم كه با اولين بيانيه خود آتش آشوب را روشن كرد .او با سخنان تند واتهامات بي اساسي دولت و صداوسيما را به جادوگري براي انتخاب احمدي نژاد متهم ساخت .و دولت را دروغگو خواند ونتيجه انتخابات را موجب تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری !!! خواندودر آخر آب پاكي را ريخت  و گفت : "تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نخواهم شد" .پس از آن بيانيه هاي تحريك آميزي كه از طرف اوصادر شد راه را براي يك اغتشاش و درگيري ايجاد كرد .در اين ميان گفته ها و نامه هاي تحريك آميز اطرافيان جناب ميرحسين همچون كروبي ،تاج زاده و ابطحي نيز هيزم اين آتش را زيادتر كرد .(اگرچه سخنان پي درپي هاشمي رفسنجاني عليه دولت مبني بر عدم صلاحيت وزارت كشور براي اجراي انتخابات و هشدار امنيتي شدن انتخابات و ...  از مدتها قبل فضا را براي ايجاد شبهه افكني و ترديد از سلامت انتخابات آماده كرده بود و تأثير زيادي داشت ).

با وجود درگيريهاي بوجود آمده در شبهاي اول بعد از اتمام رأي گيري و امر مقام معظم رهبري مبني برحفظ آرامش وپيگيري اعتراض از طريق مراجع قانوني ، آنها باز برطبل جنگ عليه دولت و نتيجه انتخابات كوبيدندو موسوي در بيانيه اي مردم را دعوت به راهپيمايي كرد كه مجوزش صادر نشده بود .همان روز بيم آن مي رفت كه درگيري و اغتشاش ايجاد شود و همان هم شد .موسوي و خاتمي در آن جمع رفتند و مي خواستند ازفاجعه اي كه خودشان بوجود آورده بودند جلوگيري كنند اما نشد .

بعد از اين همه اغتشاش و ناامني و كشته شدن 7 نفر تازه آقايان پي به گندكاري خودشان پي برده اند وتازه يادشان افتاده كه بايد از راه قانوني اقدام كرد.

من فكر مي كنم اگر قرار باشد وزارت اطلاعات عوامل اين نا مني ها را بيابد،  بايد ابتدا خاتمي و ميرحسين را دستگير كند . اگر سخنان تحريك آميز وكودكانه آنان نبود فضا براي اغتشاش مهيا نمي شد .

همه مي دانند كه اظهارات موسوي و اطرافيانش چيزي جز جوسازي براي گريز از شكست نيست .اگر موسوي دلائل و مدارك قوي براي اثبات تقلب داشت و مي دانست كه به راحتي مي تواند با ارائه آن به خواسته هاي خود مي رسد ، حاضر به ايجاد هياهو و آشوب نبود .

مردم بعد ازاين حوادث شخصيت ، عملكرد، منش و ماهيت درون آنان را شناخت و سابقه بد و تاريكي ازجناب ميرحسين و خاتمي در ذهنشان خواهد ماند . كاش رأي گيري دوباره انجام شود تا عكس العمل مردم را ببينند .

 

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 و ساعت 18:58 |

 

ميزان رأي ملت شد !

بازنده و برنده اصلي

  بعضي از آدمها خيلي خودشونو تحويل مي گيرند . گاهي هم خيلي جو زده مي شوند و خودشونو نماينده 70 ميليون جا مي زنند و مي خواهند كه بجاي اكثريت تصميم بگيرند.

حكايت  آدمهايي  است كه بعد از اينكه بارها مردم حسابي آنها را تنبيه كردند و از همه جا بيرونشون كردند ، با توسل به دروغ و مكر و جوسازي و تخريب مي خواستند كه خود را به مردم تحميل كنند . ميرحسين موسوي هم از همين آدمها ضربه خورد . دوستي خاله خرسه ا ي كه چهار سال پيش هم با آقاي هاشمي هم داشتند . موسوي اگر از همان اول موضعش را با احزاب و مردم مشخص مي كرد امروز كار به اينجا نمي كشيد . كساني كه از آقاي موسوي حمايت مي كردند ، حتي قائل به نظام جمهوري اسلامي نيستند و بارها اين  را نشان داده اند تا چه برسد به التزام به ولايت فقيه و قانون اساسي .حال چگونه مردم به اين افراد معلوم الحال اعتماد مي كردند و زمام امور كشور را به اين افراد كه احترامي به رأي مردم قائل نيستند مي سپردند ؟ همين كساني كه امروز شعار مردم سالاري را در بوق كرده اند ، هماني هستند كه در اوايل انقلاب با رأي و رفراندوم مردم و نظر امام(ره)مخالف بودند .

بايد گفت كه اين افراد چنان سابقه سياه و بدي در ذهن مردم به جا گذاشته اند كه هر زمان از كسي حمايت كرده اند مردم بناچار براي تكرار نشدن گذشته قيد انتخاب كانديداي مورد نظر آنها را زده اند . كساني كه روزي مقابل ميرحسين ايستادند و او را تخريب كردند امروز هم با حمايت از او زهر خود را ريختند و چنين فضاي كثيفي را ايجاد كردند. من فكر مي كنم يكي از عوامل شكست  آقاي موسوي اطرافيان او بودند كه هيچ كس دل خوشي از آنها ندارد . كساني كه در گذشته آقاي هاشمي سردار سازندگي مي خواندند و قصد تمديد سه باره مدت رئيس جمهوري براي ايشان را داشتند ، در دولت اصلاحات مقابل او ايستادند و با توطئه اي شخصيت او را مورد سوآل بردند و باحمله اي همه جانبه او را تخريب نمودند . و با گذشت زماني ديدند كه منافعشان در خطر است با پر روئي تمام در پشت هاشمي پناه گرفتندتا به آرزوهاي شوم خود برسند .

 امروز براي چندمين بار مردم به آنها " نه " گفتند و از عرصه سياست بيرونشان كردند .

خود آقاي خاتمي كه اين روزها در سخنرانيها مي خواست تلقين كند كه اكثريت مردم با آنها هستند توصيه مي كرد كه همه در انتخابات حضور داشته باشند كه نگذاريم اقليت! بر اكثريت ! حاكم شوند . جالب و جاي تعجب است كه اين واژه ها و اين نوع تبليغ و جوسازي ها همچون:" اكثريت خاموش" ، "حاكميت اقليت " بارها در زمان حاكميت  اصلاح طلبان كه مجلس ، دولت ، شوراها راهمزمان در اختيار داشتند هم تكرار مي شد  .حالا هيچ كس نمي دونه با چه حسابي 17 ميليون 4 سال پيش  و 24 ميليون الان را اقليت حساب مي كنند . حال خدا نكند كه مثل گذشته با رأي مردم برخوردنامناسبي داشته باشند يا به شعور مردم اهانت شود.هرچند با سابقه اي كه آنها دارند در 4 سال آينده هم باز يك مسئله بسيار بس اهميتي مثل گوجه فرنگي را علم خواهند كرد وبر سر ملت و دولت خواهند كوفت . آقاي قرائتي جايي مي گفتند : كانديدايي در انتخابات گذشته مجلس،قبل از رأي گيري مردم را ملت قهرمان خطاب مي كرد ولي بعد از رأي نياوردن ملت را "اين توده ناآگاه " خواند .

توصيه مردم اين است كه وقت آن رسيده كه به فهم و شعور ملت احترام واقعي بگذارند .

كسي كه براي رضاي خداوند كاري انجام دهد ديگر حزب و گروه برايش مطرح نيست . اگر كساني توانايي انجام كار بهتر دارند بايد بدون درنظر گرفتن مصالح هم حزبي هايش وارد ميدان خدمت شوند. وگرنه سنگ اندازي نكنند و چوب لاي چرخ دولت نگذارند كه فعاليت عليه دولت يعني مقابله با 70 ميليون نفر .  

 من فكر مي كنم بازنده واقعي اين دوره انتخابات همين گروه افراطي هستند و برنده واقعي و اصلي حضرت امام (ره) و شهدا هستند كه فضاي چنين آزاد و سالمي را براي مردم ايجاد كرده اند كه بتوانند آزادانه سرنوشت خود را انتخاب كنند .

 و مکرو و مکرالله و الله خیر الماکرین

بدين رواق زبرجد نوشته اند به زر

كه جز نكوئي اهل كرم نخواهد ماند

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 18:39 |

 

آقاي موسوي چرا سكوت كرديد ؟

 هنوز انتخابات سال 76 يادم نرفته . وقتي كه عكس هاي تبليغاتي خاتمي كنار ميرحسين ،كه تداعي كننده همفكر بودن اين دو بود با شعار سلام بر سه سيد فاطمي نمايان مي كرد . و چه سوء استفاده ها كه از اعتقادات پاك مردم روي همين لفظ "سيد " نشد .و چه رأي هاي فراواني كه بخاطر همين به صندوق ها ريخته نشد .

خاتمي قبل از رياست جمهوري ، رئيس كتابخانه ملي بود و هيچگونه سابقه اجرائي نداشت ، ولي كسي نگفت كه چنين فردي عُرضه مملكت داري را ندارد .

خاتمي آمد و با شعار آزادي و جامعه مدني و توسعه سياسي طيف وسيعي از جريانهايي كه درابتداي انقلاب از طرف امام (ره) و انقلابيون اصيل ، طرد شده بودند به صحنه آمدند .

سؤالم از آقاي موسوي اين است : آقاي موسوي وقتي چنين افرادي در پستهاي مهم انقلاب نفوذكردند و جامعه را به بيراهه بردند چرا شما سكوت كرديد ؟مگر سفارش امام(ره) نبود كه فرمودند :  نگذاريد اين انقلاب به دست نااهلان بيفتد ؟ 

چرا شما وقتي نيروهاي نهضت آزادي كه اصلاً مخالف نظام هستند و بارها از طرف امام (ره) طرد شده بودند چنان دردولت و جامعه نفوذ كردند كه جايگاه ولايت فقيه را زير سوال بردند و مقابل رهبري ايستادند وآرمانها و ارزشهاي انقلاب را زير پا له كردند شما سكوت كرديد ؟

آقاي موسوي در سالهايي كه در جامعه شكاف طبقاتي شديد حاصل از دوران سازندگي  بود و مردم دغدغه فقر ومعيشت و بيكاري داشتند و مسئولين دولت در دوران آزادي بيان ! كوچكترين انتقاد اقتصادي را با تندترين صورت ممكن مي دادند و با ايجاد فرافكني ها آنها را مغرض و دشمن دولت مي خواندند و با دروغي بزرگ دغدغه جامعه را توسعه سياسي  و دانستن و اطلاع رساني را واجب تر از نان شب  خواندند و كاردر سالهاي آخردولت اصلاحات به جايي رسيد كه ما بيشترين ميزان بيكاري را در طول انقلاب داشتيم ، شما بازدر برابر  اين بي قانوني و بي تفاوتي  سكوت كرديد .

آقاي موسوي در سالهايي كه رئيس دولت مشغول تئوري پردازيهاي خود در جامعه بود، عده اي اي عناصر ضد انقلاب چنان در جامعه نفوذ كردند كه با قائله 18 تير تا يك قدمي براندازي نظام پيش رفتند ولي شما احساس خطر براي امنيت ملي نكرديد و باز سكوت كرديد .

كوتاهي هاي بي شماردولت اصلاحات در زمينه هاي مختلف كار را به جايي رساند كه جامعه در يأس محض از كاركرد نظام و نا اميدي از آينده به سر مي برد و روحيه شكننده و افسرده مردم جاي "شادابي" كه آن سالها جناب خاتمي با حرف مي خواستند به مردم هديه كنند گرفته بود . يادم هست كه در جمعي ، دوستي با كنايه گفت كه : " نمي دانم مملكت با اين وضع چگونه اداره مي شود؟! يك دست غيبي مملكت را در اين اوضاع نا بسامان نگه مي دارد ! آقاي موسوي چرا آن موقع شما احساس وظيفه نكرديد ؟

آقاي موسوي وقتي انقلاب به ثمر رسيد امام (ره) شعار "محوشدن اسرائيل " را دادند و حمايت از مردم فلسطين و دشمني با اسرائيل را جزو اولويت كارهاي انقلاب قرار دادند ولي در دوران اصلاحات اين فرمان مهم امام را خلاف حقوق بشر بين المللي خواندند  شما سكوت كرديد . براي جلب نظر آمريكا و متحدانش حكم تاريخي امام (ره) درباره سلمان رشدي را نقض كردند ، حكم اسلامي اعدام و قصاص را قانون افراطي و عصر حجري خواندند ،به مذهب تاختند ، اعتقادات مردم را به سخره گرفتند ، وجود حضرت رقيه (س) ، حضرت علي اصغر(ع) ، را انكار كردند ، هدف قيام امام حسين(ع) را جدال ايشان و يزيد براي تصاحب يك زن خواندند ، وجود امام عصر(عج) را انكار كردند ، زيارت عاشورا را جعلي خواندند، حتي به اصول دين تاختند و امامت آن را اضافي دانستند و پاسخ اعتراضهاي علما را با كشيدن كاريكاتور و تمسخر دادند ... و باز سكوت و سكوت ....................

 آقاي موسوي امام در آغازين روزهاي انقلاب در فيضيه قم دستور رايگان شدن مصرف آب و برق و رسيدگي ويژه به قشر محروم  و مستضعف را داشتند ، بايد پرسيد كه چه شد كه اين دستور و آرزوي امام بر زمين ماند . جز اينكه مسئولين اين فرمان امام را به تمسخر گرفتند و آن را دست نيافتني خواندند ؟

 

آقاي موسوي در برابر اين همه سكوت كرده ايد ،و احساس وظيفه نكرديد ،اكنون چگونه  توجيه شما را از شكستن سكوت بيست ساله ، احساس وظيفه و خطر براي  مملكت ،بدانيم ؟؟ 

 

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 و ساعت 19:31 |

 

عوض شدن يا ................

 مستند " جمهور" كه با تلاش جناب سيد مهدي شريفي عزيز اينروزها پخش مي شود خيلي از حقايق گذشته را براي ما يادآوري مي كند . مخصوصاً براي نسل امروز كه عملكرد دولتهاي پيشين را به عين نديده اند .

تكنولوژي صدا و تصوير هم به درد همين روزها مي خوره ديگه ...........البته كاش يه چيزهايي رو هم جناب شريفي اضافه مي كردند .............

من سنم زياد قد نمي ده تا اطلاع زيادي از دولت به اصطلاح سازندگي داشته باشم ولي حال و هواي آنروزها هنوزدر ذهنم هست. دولت با سوء استفاده ازاعتقادات پاك مردم ، دولت را مقدس جلوه مي كرد و اين طور وانمود و تبليغ مي كردند كه انتقاد از آن  مساوي است با ايستادن در مقابل امام زمان (عج) .

مردمي كه به دليل خفقان شديد اطلاعاتي كشوربا وجود گرانيهاي كمر شكن ، كمبود و ناياب شدن ناگهاني برخي اقلام ضروري زندگي ، فساد اداري و اقتصادي و سياسي كشور، و بي اعتنائي  به نظروشخصيت ملت ، جرأت نداشتند حتي در جمع هاي عادي خصوصي خود حرفي از انتقاد از دولت كه ابتدائي ترين حق يك ملت در يك كشور صاحب دموكراسي اسلامي است  به ميان آورند تا چه برسد به اينكه درسطح بالاتراز وزير و مسئول دولت درباره عملكرد نادرست خود جوابي بخواهند ................

همان سالها بود كه عده اي از همين فرصت  نهايت استفاده رو بردند و پول هاي كلان به جيب زندند و شدند كاخ نشين وبرجهاي خودشونو علم كردند.

و جالب است كه همين آدمها كه بدجوري روي صندلي رياست جا خشك كرده بودند و حاضر به بلند شدن  نبودند و آنرا ارث مال پدرانشون مي دانستند ، با بي شرمي تمام مي خواستند دست به تغيير قانون اساسي بزنند و باز عقايد استبدادي خود را به مردم ضعيف خسته از جنگ هشت ساله تحميل كنند .

حتي رئيس جمهور وقت تحمل معدودانتقاد جزئي صدا و سيما كه اتفاقاً رياست آن دست برادرش بود را نداشت و دستور لغو و پايان آن برنامه را داد . به اين دليل كه خدمتگزاران ملت !! را نبايد ضعيف شمرد . كه ضعيف نشان دادن دولت ضعيف كردن نظام است !!

آخر كار به اينجا رسيد كه مردم مستمند و مستضعف كه انقلاب كرده بودند در زير چرخهاي سازندگي له شدند و زير خط فقر قرار گرفتند و كساني كه كمترين حقي و دخالتي در انقلاب نداشتند شدند كاخ نشين وصاحب شركت و برج و ويلا شدند و نام مديران پاك و فرزندان زحمتكش نظام جمهوري اسلامي !!بر سر مردم مظلوم سنگيني كرد .

حالا بعد از 20 سال همين آدمها با چرخشي عجيب شعارهاي عدالت ، آزادي ، دفاع از حق مردم مظلوم مستضعف زير خط فقر كه خود باني آن بودند را مي دهند . ودولت كنوني را ازهمان شروع كار مورد آماج حملات بي رحمانه و تخريب خود قرار دادند . گفتند كه آزادي نيست و دولت تحمل انتقاد را ندارد و با بهانه هاي بني اسرائيلي خود دولت را نا جوانمردانه تخريب كرندند.حتي گراني يك ميوه بي خاصيتي مثل گوجه فرنگي را كه يك ميوه فصلي است و قيمت آن به طور طبيعي در فصول مختلف تغيير مي كند( چيزي كه اصلاً در سالهاي قبل در فصل سرما يافت و توليد نمي شد ) را علم كردند و با سنگيني تمام به سر دولت و ملت كوبيدند كه دولت حتي قادر به تنظيم قيمت يك قلم جنس را ندارد و با اين كار عملكردكل دولت را زير سؤال بردند . سعي كردند كه بخاطربازگرداندن منافع از دست رفته خود  فضاي كشور را در نظر مردم تيره و تار و وضعيت كشور را رو به زوال نشان دهند .  ولي كسي نمي پرسد ، الان نظام جمهوري اسلامي در خطر نيست ؟؟ آنها براي رسيدن به منافع نا مشروعشان حتي ازآبروي  نظام هم مي گذرند .

كساني كه معني كلمه اختلاس را اولين بار به مردم تعريف كردند الان شعار عدالت و حمايت از حقوق مردم زير خط فقر را مي دهند.و با مظلوم نمايي و فيلم هندي بازي كردن و ريختن اشك تمساح سعي مي كنند  بار ديگر خود را به مردم تحميل كنند .

 سخن بسيار است و دل خون . ولي ما كه بخيل نيستيم . ما كه مخالف عوض شدن نيستيم .

ياد حرفي از مسعود ده نمكي افتادم كه در سالهاي اصلاحات در يكي از مجله هاي خود زده بود :

 

                                    عوض شدن بهتراز عوضي بودن است !!

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 18:11 |