حلقه سبز
بالاخره مجموعه " حلقه سبز " به نويسندگي و كارگرداني ابراهيم حاتمي كيا ، بعد بيش از 2 سال كار تحقيقاتي ، تصويربرداري و تدوين آماده پخش شده است .
«حلقه سبز» دومین سریال تلویزیونى حاتمى كیا بعد از «خاك سرخ» است كه مضمونى اجتماعى دارد و در آن زندگى بشرى از زوایاى خاصى مورد بررسى و كنكاش قرار مى گیرد.
درباره اين مجموعه 18 قسمتي مي توان به توليد طولاني آن اشاره داشت .
و اينكه براي طراحي موضوع فيلم ، كار تحقيقاتي در مدت 7 ماه ؛ توسط كارشناسان و محققاني كه تحت نظر مستقيم حاتمي كيا بوده اند انجام پذيرفته و نگارش فيلمنامه نيز توسط خودش صورت گرفته كه اين حكايت از وسواس و حساسيت بالاي حاتمي كيا دارد .
به گفته يكي از بازيگران اصلي اين مجموعه ، حلقه سبز ؛ فيلمي خوش ساخت و داستاني جذاب با موضوعي نو و متفاوت با ساير كارهاي حاتمي كيا است .
از عوامل شاخص اين فيلم مي توان به آهنگساز آن اشاره كرد . حاتمي كيا كه نشان داده است به موسيقي فيلم خيلي اهميت مي دهد و تاكنون با آهنگسازان بزرگ و مطرحي چون مجيد انتظامي و محمد رضا عليقلي همكاري داشته ، اين بار اين مسئوليت مهم و حساس را به "كارن همايونفر" سپرده است .
و نيز بازيگران مطرحي چون حميد فرخ نژاد ، سيما تيرانداز ، حميرا رياضي ، در اين فيلم حاضر هستند .
و امّا حاتمي كيا .......
درباره ابراهيم حاتمي كيا مي توان گفت : اين سالها با وجود دغدغه ها و ناگفته ها بسيار ، در چند فيلم آخر خود اين حس را به بيننده القا نمود و اينگونه از فيلمهايش مي توان احساس كرد كه ................ حاتمي كيا ديگر خسته شده است .
آری ! حاتمی کیا خسته است و علت آنرا را باید در شایدها جستجو کرد :
شايد خسته از ؛ حرفهايي كه نمي تواند و نمي گذارند كه راحت بزند ،
شايد خسته از دوستهاي عوض شده خود كه روزي سنگش را به سينه مي زدند و اكنون سنگ را به سويش پرتاب مي كنند ،
شايد خسته از تنهايي ............... تنهايي تعهد و عوض نشدن . واين براي او چه ملال آور و زجرآور شده است طي اين سالها . و ديگرکجاست آويني كه سنگ صبور او باشد و با قلم پر احساس خود ؛ او را به آرامش و اميد فرا خواند؟ چنانكه مي گفت :
دوست من می دانم که چه می کشی ، خوب می دانم . اما تو که در دامنه ی آتش فشان منزل گرفته ای باید بدانی که چگونه می توان زیر فوران آتشفشان زیست . ماراخداوند برای زیستنی چنین به زمین آورده است چرا که مرغ عشق ققنوس است که در آتش می زید
نه آنکه رنگین کمان می پوشد و در بوستان های عافیت شکر می خورد
و شکر شکنی می کند . مگر سوخته دلی و سوخته جانی را
جز از بازار آتش می توان خرید ؟
و شايد هم خسته از آدمهاي مدعي تو خالي كه مي خواهند افكار متحجرانه خود را بر او تحميل كنند و حاتمی کیایی را دوست دارند که خودشان می خواهند . اما غافل از اينكه حاتمي كيا ؛ حاتمي كياست و او به خودش تعلق دارد و به انديشه هاي خاص خودش ؛ نه به حزب و گروه و اشخاصي كه فقط منافع خود را مي بينند .
و اين حس خستگي اوست كه باعث شده تا سطح فيلم هايش سير نزولي داشته باشد و ما آن انتظار و توقعي كه از او داريم را برآورده نسازد .
البته اين نوع تعاريف و نتيجه را ما با كارهاي خود حاتمي كيا مقايسه مي كنيم و مي گوييم . كه صد البته فيلمهاي اواخر او نيز در مقايسه با ساير فيلمهاي اين چندين سال ؛ يك سر و گردن بالاتر است . ولي چه كنيم كه روبان قرمز و آژانس شیشه ای توقع مارا از سينماي حاتمي كيا بالا برده است .
در موج مرده و به نام پدر ؛ از سكانسهاي حاتمي كيايي خيلي كم ديديم . سكانسهايي كه به جرأت مي توان گفت كه فقط حاتمي كيا با حس هنري ؛ شم سينمايي و ريزه كاريهاي حرفه اي مختص خود مي آفريند . سكانسها و حتي پلانهايي كه حرف چند فيلم بلند سينمايي را در خود دارد .
در هر حال ما حاتمي كيا را در هر صورت دوست داريم و به افكار و عقايدش احترام مي گذاريم و اميدواريم كه حاتمي كيا به اوج باز گردد و فيلمهایي از او ببينيم كه در حد نام بزرگش باشد .
و شك نداريم كه اين مهم در مجموعه " حلقه سبز " به حقيقت مي پيوندد . و باور داریم حلقه سبز يكي از پر بيننده ترين مجموعه هاي صدا و سيما خواهد بود . ان شاءالله





