تبليغاتX
ايثــار

تركش هاي روح

كميل كجاست ؟

توسل كو ؟

باز صدايي مي آيد

 از كنار خانه يك شهيد

صداي آواز

صداي عربده

صداي ...........

 

ديگر كميل و توسل حال و هواي گذشته را ندارد

ديگر چشمه هاي اشك خشكيده است

ديگر اشك ها هم قلابي شده اند

و تأثير آن سالها را ندارند

ديگر ........

.

و من از ..................  شرمنده ام .

 

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 7:58 |

تنهایی .................

 تنهایی ٬ وقتی است که جواب دست دراز شده دوستی را با تکبر می دهی .

تنهایی ٬ وقتی که جز خود از همه انتظار داری .

تنهایی ٬ یعنی خود را " تنها" دیدن....................یعنی خود را بهتر دیدن .

تنهایی ٬ یعنی ظاهر انسانها را دیدن و باطن خود را ندیدن .

تنهایی ٬ لحظه ای است که جواب احساس پاک را با تمسخر می دهی .

تنهایی ٬ لحظه ای است که دل شیشه ای را می شکنی .

تنهایی ٬ لحظه ای است که عشق را نمی فهمی .

تنهایی ٬ یعنی تسلیم نفس شدن.... ........

تنهایی .................... یعنی ناغافل از خدا غافل شدن ...........

 

+ نوشته محمّد علي شفيعي در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 و ساعت 9:20 |

 

يادم مي آيد معلم ادبيات ما براي بهتر شدن نگارش دانش آموزان ، مطالعه نهج البلاغه را توصيه مي كرد. آنموقع من چون با الفاظ و كلمه هاي سنگين آن آشنا نبودم ، نتوانستم چرايي آن را درك كنم !

اما اكنون با سيري در كلمات و مباحث اين كتاب عظيم و گنجينه گران علم و افكار حضرت ، حالا به اين پي مي برم كه نه تنها معلم ادبيات بلكه مي بايست همه معلمان آن توصيه را داشتند .معلم جامعه شناسي ، تاريخ ، اقتصاد ، منطق ،فلسفه ٬ روانشناسي ، و...

آري اكنون با تمام جرأت مي گويم كه بايدتمام استادان و مدعيان اين علوم در برابر اين شخصيت بي همتاي اسلام زانو بزنند .چنانكه جرج جرداق مسيحي ، استاد ادبيات عرب لبنان مي گويد : « جاذبه هاي كلمات امام علي (ع) شوري در من ايجاد كرد كه 200 بار نهج البلاغه را مطالعه كردم » .

و جاي تأسف است كه ما ( شيعيان )اين كتاب عظيم را مهجور كرده ايم و براي طرح برنامه ها و حل مشكلات مختلف جامعه امروز به نسخه هاي ناقص و ناپايدار خارجي پناه مي بريم و چنان بهت زده با آنان برخورد مي كنيم وتعريف و تمجيد مي كنيم كه ...

و به اين گفته امام (ره ) مي رسم كه با اطمينان كامل و با يقين مي گفتند كه « اسلام همه چيز دارد » .

اين سخنان تنها فردي است كه از ميان گذشتگاني كه سخني از آنها به جا مانده به آخرين مرحله فصاحت و بلاغت رسيده و گقتار او اقیانوسي است بيكرانه كه سخن هيچ بليغي به آن نخواهد رسيد . واين سخنان كسي است كه به هنگام جنگ در درياي لشگر دشمن فرو مي رفت و قهرمانان و جنگجويان نيرومند را بر زمين مي افكند و او با اين حال يكي از زهاد و عارفان بي همتا ويكي از افراد صالح و پاك و نمونه اي است كه نظير ندارد .

و اكنون بعد بيش از 1400 سال از شهادت حضرت ، شخصيت بي همتايي در قرن ما ظهور مي كند بنام شهيد چمران . اين شاگرد كلاس عرفان علي (ع). و چقدر دوست دارم از اين شخصيت پايان ناپذير بنويسم . اين مرد ميدان هاي علم و حماسه و جهاد و اخلاق . انساني اين چنين عظيم كه او خود محو علي (ع) شده است . چنانكه مي گويد : « اگر پرستش غير از خدا بود ، علي (ع) را مي پرستيدم ». حالا دكتر جان ! اگر تو گفتي كه : « به خود اجازه نمي دهم كه براي شناخت علي (ع) كلمه اي بر زبان برانم و با قدرت عقل شخصيت او وزندگي پر ماجرايش را تجزيه و تحليل كنم ، من فقط به قلب سوخته خود اجازه مي دهم كه از علي (ع) سخن بگويد و فقط به حرمت عشق جرأت مي كنم به علي (ع) نزديك شوم .اگر شعله عشق او در دلم زبانه نمي كشيد ، ابداَ به ساحتش جسارت نمي كردم و نامش را بر زيان نمي راندم » ، مي گويم  : من كه نه عشق سوزان و پايداري دارم و نه عقل كامل و سليم كه تو را بشناسم .نگاه به درجه رفیع تو ، براي من نادان و هيچ ندار ، كلاه از سر كودك عقلم مي اندازد. بهتر كه سكوت كنم . تو خود با سكوتت بلند ترين فريادها را سر بر آوردي ...

                                                 ------------------

سير ارتجاعي امت اسلامي

اي مردم ! درروزگاري كينه توز و پر از ناسپاسي و كفران نعمت ها صبح كرده ايم كه نيكو كار ، بد كار به شمار مي آيد و ستمگر بر تجاوز و سر كشي خود مي افزايد . نه از آن چه مي دانيم بهره مي گيريم و نه از آنچه نمي دانيم مي پرسيم . ونه از حادثه مهمي تا بر ما فرود آيد مي ترسيم !

در اين روزگاران مردم چهار گروهند : گروهي اگر دست به فساد نمي زنند ، براي اين است كه روحشان ناتوان و شمشيرشان كند و امكانات مالي در اختيار ندارند . و گروهي ديگر آنان كه شمشير كشيده و شرّ و فسادشان را آشكار كرده اند . لشكرهاي پياده و سواره خود را گرد آورده وخود آماده كشتار ديگرانند . دين را براي بدست آوردن مال دنيا تباه كردند كه يا رئيس يا فرمانده گروهي شوند ، يابه منبري فرا رفته ، خطبه بخوانند .چه بد تجارتي كه دنيا را بهاي جان خود بداني و با آنچه كه در نزد خداست معاوضه نمايي .                                                                                                                                گروهي ديگر با اعمال آخرت دنيا را مي طلبند و با اعمال دنيا در پي كسب مقام هاي معنوي آخرت نيستند .خود را كوچك و متواضع جلوه مي دهند ، گام ها را رياكارانه و كوتاه  بر مي دارند ، دامن خود را جمع كرده ، خود را همانند مؤمنان واقعي  مي آرايند و پوشش الهي را وسيله نفاق و دورويي و دنيا طلبي خود قرار مي دهند . و برخي ديگر با پستي و ذلت وفقدان امكانات از بدست آوردن قدرت محروم مانده اند . كه خودرا به زيور قناعت آراسته و لباس زاهدان را پوشيده اند . اينان هرگز در هيچ زماني از شب و روز ، از زاهدان راستين نبوده اند .

در اين ميان ، گروه اندكي باقي مانده اند  كه ياد قيامت، چشم هايشان را بر همه چيز فروبسته وترس رستاخيز ، اشكهايشان را جاري ساخته است ، برخي از آنان از جامعه رانده شده و تنها زندگي مي كنند وبرخي ديگر ترسان و سركوب شده يا لب فروبسته و سكوت اختيار كرده اند ، بعضي مخلصانه همچنان مردم را به سوي خدا دعوت مي كنند و بعضي ديگر گريان و دردناكند كه تقيه و خويشتن داري ، آنان را از چشم مردم انداخته است ، و ناتواني وجودشان را فرا گرفته گويا در درياي نمك فرو رفته اند.

دهن هايشان بسته ؛ وقلب هايشان مجروح است ، آنقدر نصيحت كردند كه خسته شدند ، از بس سركوب شدند ؛ نا توانند و چندان كشته دادند كه انگشت شمارند .

                                                                                                                           خطبه 32

+ نوشته محمّد علي شفيعي در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 10:23 |

دیر اما ضروری

 

در امريكا کتابی به نام A plan to divis and desnoylte theology چاپ شده است كه در آن مصاحبه ی مفصلی از دكتر " مايكل برانت " معاون ارشد رئيس سابق سيا BAB WOOD WORDS و عضو مهم بخش شيعه شناسی سازمان سيا، منتشر شده است. وی در اين مصاحبه از اسرار تكان دهنده اي پرده برداشته است و در جریان اتهام كاركنان سيا به فساد مالي به طور ناخودآگاه اعتراف کرده است که در این سازمان، مبلغ نه صد ميليون دلار برای سازمان دهی مبارزه با تشیع اختصاص یافته بوده است.

گفتني است كه " دكتر مايكل برانت " مدتی طولاني در بخش مذكور فعاليت داشته و لی چندي پيش به خاطر فساد مالي و اداري از كار بركنار شده و او او نیز از باب انتقام جويي خيلي از اسرار محرمانه را بر ملا كرده است.
مصاحبه ی وی به طور بسیار خلاصه چنین است: انقلاب 1979 ایران ضربه های اساسی به سیاست ما در حاکمیت بر کشورهای اسلامی وارد ساخت. پس از ناکامی ما در چند سال اول انقلاب برای کنترل آن و رشد روز افزون بيداري اسلامي، و گسترش دامنه ی نفرت عليه غرب و ظهور اثرات جوش و ولوله ی انقلابي در شيعيان كشورهاي مختلف بالاخص لبنان، عراق، کویت، بحرین و پاکستان، مقامات بلند پايه ی «سيا» گرد هم جمع شدند. در این جلسات، نماینده ی سرويس مخفي مشهور انگليس
MIX
نيز شركت می نمود؛ زیرا انگليس تجربه ی وسيعی در مطالعه روی كشورها را دارد. در اين گردهمايي ها نتیجه گیری شد كه انقلاب ايران فقط نتيجه ی طبيعي سياسيت هاي شاه نبوده است؛ بلكه در باطن عوامل و حقائق ديگري نيز وجود دارد كه محكم ترين آن عوامل، یکی رهبري سياسي ايران توسط مرجعیت دینی شيعي و دیگری شهادت حسين نوه ی پيامبر اسلام در 1400 سال پيش است. حادثه ای که قرن هاست شيعه، به یاد آن با غم و اندوه بي نهايت، عزاداری می کند.
اين دو محور است كه شيعه را از سایر مسلمانان فعال تر و متحرك تر می سازد.
در همين گردهمائي تصويب شد كه براي مطالعه ی اسلام شيعي و براي برنامه ريزي و كار روی اين پروژه، يك شعبه ی جداگانه و مستقلي تأسيس شود و نخستين بودجه ی چهل ميليون دلاری براي آن اختصاص يابد.
سپس دكتر مایکل برانت مراحل این پروژه را در سه فاز چنین می شمارد:


1ـ جمع آوري اطلاعات

2ـ اهداف كوتاه مدت SHORT TERM TARGET با تبليغات عليه شيعه و راه اندازي آشوب هاي بزرگ شيعه و سني. بدین معنی که باید آنها را با اكثريت سني، در گير كرد تا توجه شان از امريكا منحرف گردد.
3ـ اهداف دراز مدت پایان کار تشیع با عمل بر اساس اهداف دراز مدت.
طبق نقشه ی فاز اول محققینی به تمام جهان شیعه اعزام شدند. به عنوان مثال دكتر ساموئیل در پاکستان بر عزاداري های كراچي تحقيق مي كرد و مدرك دكترای خود را در همین زمینه اخذ كرد. يك خانم ژاپني نژاد به نام نكومه هم در كویته بلوچستان، بر قوم هزاره و شيعه ی آن دیار تحقیق می کرد و رساله ی دكتراي خود را در همین زمینه ارائه نمود.
دکتر برانت می گوید: بعد از تحقیقات میدانی و جمع آوری اطلاعات در مورد شیعیان همه کشورها نتایج زیر به دست آمد:
مرجعیت
1ـ مراجع شيعه سرچشمه ی اصلي قدرت اين مذهب اند. اینان همیشه با تأکید بر اصول شیعه، به شدت از آن محافظت و صیانت می کنند. اینان در تاريخ طولاني تشيع، هيچ وقت با حاكم غير اسلامي بيعت نكردند و به وی دست دوستی ندادند. به علت فتواي يك مرجع وقت یعنی آيت الله شيرازي، انگليس نتوانست داخل ايران شود. در عراق، بزرگ ترین مركز علمي شيعه بود و چون صدام حسین علیرغم به کارگیری تمام توان خود و سعي و كوشش فراوان نتوانست آن را بخرد مجبور به بستن آن شد. این در حالی است كه مراكز ديگر علمي در جهان هميشه با حكام وقت همراهي كرده اند. ببینید جائی مثل قم در مركز ايران، تخت ظلم شاهنشاهي را برچيد و اکنون نیز پنجه در پنجه ی آمریکا ی ابر قدرت، زورآزمایی می کند. در لبنان نهضت آيه الله موسي صدر، ارتش هاي انگليس، فرانسه و اسراییل را مجبور به فرار كرد. امروز نیز حزب الله لبنان بزرگ ترین مزاحم اسراییل در طول تاریخ تأسیس آن دولت به شمار می رود.
ما از همه ی این مطالعات به این نتیجه رسیدیم که رو در رویی مستقیم با شیعه زیانبار و امکان پیروزی در آن بسیار کم است. بنا بر این باید به کارهای پشت پرده ای روی آورد و به جای اصل قدیمی انگلیسی ها " تفرقه بینداز و حکومت کن " اصل دیگری تحت عنوان " تفرقه بینداز و نابود کن " را پیش گرفت.
بنابراین باید افرادي كه با شيعه اختلاف اعتقادی دارند را به طور منظم و مستحكم علیه شیعه سامان دهی كرد. باید شايعه ی كافر بودن شيعه ها را گسترش داد و آنها را با تبليغات منفي از جامعه جدا نمود و عليه آنها مطالب نفرت برانگيز نوشت. باید افراد كم سواد و بي سواد را جمع كرد و آنها را تقويت نمود تا وقتي تعداد آنها ( كه ستون پنجم ما هستند ) به مقدار مناسب رسید، عليه شيعه جهاد مسلحانه آغاز شود. باید چهره ی تشیع، مسخ شود تا در نزد عوام، غير مقبول باشند و در میان عامه مورد نفرت قرار گيرند.
عاشورا و عزاداری
2- در میان شيعه مراسم عزاداري مرسوم است. آنها به ياد واقعه ی كربلا جمع مي شوند و يك نفر سخنراني و واقعه ی كربلا را بيان مي كند و مستمعين هم گوش مي كنند. بعد از آن طبقه ی جوان، سينه زني و عزاداری مي كنند. اين سخنران و اين مستمعين براي ما از اهمیت زیادی برخوردار هستند؛ زيرا از همين عزاداري و مجالس است که در میان شيعه، جوش و خروش، آزادي خواهی و جنگ با باطل به خاطر حق، به وجود مي آيد. ما به خاطر همین، ده ها ميليون دلار از بودجه ی ویژه را براي در دست گرفتن سخنرانان و مستمعين اختصاص داده ايم. اين كار چنین تحقق می پذیرد که ابتدا دنبال افرادي از شيعه كه پول پرست و دارای عقايد سست و در عین حال داراي شهرت و قدرت تأثیر و نفوذ باشند، می رویم تا به واسطه ی آنها در عزاداري ها نفوذ پيدا كنيم.
برنامه های دقیق و مخرب
ما از اين افراد، اهداف زیر را پی گیری می کنیم:
1ـ به وجود آوردن و يا سرپرستي مداحاني كه معرفت عقايد شيعه را ندارد.
2ـ شناسایی و کمک مالی به افرادي از شيعه كه بتوانند توسط نوشتارهاي خود، عقايد و مراكز علمی شيعه را هدف قرار دهند؛ بنيان هاي تشيع را منهدم كرده و آن را اختراع مراجع شيعه وانمود کنند.
3ـ اضافه و يا حفظ كردن رسوماتي در عزاداری كه با عقايد شيعه منافات داشته باشد.
4ـ عزاداري ها به گونه ای معرفی و مطرح شود كه عموم جامعه احساس کنند تشیع، گروهی جاهل و توهم پرست است كه در محرم براي انسان هاي عادي مزاحمت به وجود مي آورند. براي تشريح اين جور برنامه ها لازم است پول هاي هنگفتي خرج شود و مداحان، خوب تشويق شوند.
و اين گونه، تشیع که يك مذهب داراي قوت منطقي است تبديل به مذهبی درويشي محض می شود و از درون، پوك و تو خالي می گردد و در ذهن عوام الناس، نفرت و در خود شيعه، افتراق و پراکندگی گسترش مي يابد. آنگاه و در نهايت باید توسط نيروهاي جهادي بر آنها تير خلاص زد و نابودشان كرد.
5ـ تحقیق و جمع آوری مطالب فراوانی عليه مرجعيت و نشر و اشاعه ی آنها توسط نويسنده هاي پول پرست و بي نام. در این باره باید پول خوبی خرج شود و در میان مداحان و عوام شيعه مواد زير زميني پخش و منتشر گردد تا شیعیان دچار آشفتگی و چند دستگی شوند.
با این برنامه ها پیش بینی می شود که در مرحله ی نهايي، صداي اعتراض خود شيعه ها عليه مرجعیت بلند شود، تا آنجا که در سال 2010 ميلادي دیگر مرجعيت يا به عبارت ديگر مركزیت اقتدار شیعه ــ که تا کنون سد اصلی جلوی دولتمردان ما بوده اند ــ به وسیله ی خود شیعیان پایان می یابد.
دكتر مايكل برانت در پایان مي گويد: تا کنون به بعضی از اين برنامه ها عمل شده و بعضي دیگر در حال اعمال است و مقداری نیز جزء برنامه هایی است که باید در آينده عمل شود.

-----------------------------------------------------

 آنچه كه بسي مايه تأسف است آن است كه اخيراً در برخي از مجالس حتي از بعد ملكوتي امامان و مناقب معنوي آنان گفته نمي شود و صرفاً سخن از توصيف چشم و ابروي اهل بيت است همان كه مورد نقد مقام معظم رهبري هم قرار گرفت.


چيز ديگري كه بنده در بعضي از خوانندگان جلسات مداحي اطلاع پيدا كردم استفاده از مدح ها و تمجيدهاي بي معناست ...


ادامــــــه مطلـــــب
+ نوشته محمّد علي شفيعي در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 18:29 |

  امام (ره) : « بهشتي يك ملت بود براي اين ملت»

 

بسم الله الرحمن الرحيم

آنچه در زير مي‌آيد گفتاري از آيت الله شهيد دكتر بهشتي (ره) درباره حرمت موسيقي است كه در ساليان حضور ايشان در آلمان (1349ـ 1343) به عنوان امام مسجد  مركز اسلامي هامبورگ و در پاسخ به پرسشي كه از ايشان در اين باره شده ايراد گرديده است ذكر خدمات آن شهيد فرزانه در آن ديار فرصتي مبسوط مي‌طلبد اما نكته شايان توجه اين است كه يكي از برنامه‌هايي كه توسط ايشان انجام مي‌شد پاسخ به پرسشهاي مسلمانان مقيم اروپا، اعم از ايراني يا غير ايراني، به صورت حضوري ، مكاتبه‌اي و يا ارسال نوار صوتي بوده است كه گفتار زير از اين قسم آخر است كه با اميد اينكه در شناخت ديدگاههاي فقهي ايشان مؤثر افتد تقديم خوانندگان گرامي مي‌شود.

 

 موسيقي از نظر اسلام

 

قبل از اينكه نظر اسلام را درباره موسيقي توضيح بدهم‌، لازم اين است اين نكته را يادآوري كنم كه در آيات قرآن كريم و همچنين در روايات، كلمه موسيقي يا موزيك يا معادل آن از كلمات عربي سراغ ندارم در قرآن كريم كه نيست و در روايات هم تا آنجا كه بخاطر دارم سراغ ندارم فقهاي ما وقتي خواستند درباره حكم موسيقي در اسلام صحبت كنند مطلب را تحت عنوان حكم "غنا" در اسلام از يك طرف و همچنين حكم آلات لهو از طرف ديگر مطرح كردند، در كتابهاي فقهي، يك جا بحث درباره غنا و در كنار آن بحث درباره آلات لهو ديده مي‌شود.

كلمه لهو در قرآن كريم در چند جا آمده است. در سوره جمعه حتماً‌ آيه را شنيده‌ايد:

و اذا رأوا تجارة أو لهواً انفضوا اليها و تركوك 1

از روش گروهي از مسلمانهاي سست ايمان كه به هنگام نماز جمعه و در موقعي كه پيغمبر (ص) مشغول خطبه بود، اگر صداي ساز و نواز در بيرون مسجد بلند مي‌شد يا صداي طبل كاروان تجارتي كه از بيرون مكه رسيده بود به گوششان مي‌رسيد براي تماشاي بساط طربي كه آنجا بود يا براي معامله با كاروان قبل از اينكه ديگران به اين قافله و كاروان تجارتي برسند از پاي خطبه پيغمبر(ص) كه در نمازجمعه ايراد مي‌كرد پا مي‌شدند مي‌رفتند، در اين آيه انتقاد شده:

« قل ما عندالله خير من اللهو و من التجاره والله خير الرازقين»

 شما نبايد به عنوان تجارت، كارهاي تجارتي يا بعنوان تفريح و سرگرمي از پاي خطبه پيغمبر در نماز جمعه بلند شويد برويد چون  سودي خدا در سنتهاي خود براي مردم با ايمان و درستكار مقدر و مقرر كرده به مراتب از سودي كه شما از حضور در مراسم شادي و طرب و يا لهو و سرگرمي يا پيشدستي در تجارت يا كاروان تازه رسيد نصيبتان مي‌شود بيشتر است....

 


ادامــــــه مطلـــــب
+ نوشته محمّد علي شفيعي در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 12:19 |